تبليغاتX
سخن دوست

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌كشی كردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد كه همسایه‌اش درحال آویزان كردن رخت‌های شسته است و گفت: لباس‌ها چندان تمیز نیست. انگار نمی‌داند چطور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد.

همسرش نگاهی كرد اما چیزی نگفت. هربار كه زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشك شدن آویزان می‌كرد، زن جوان همان حرف را تكرار می‌كرد تا اینكه حدود یك ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب كرد و به همسرش گفت: "یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام كه چه كسی درست لباس شستن را یادش داده."

مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز كردم!


+ نوشته شده در سه شنبه 1388/08/05ساعت 21:48 توسط مهران |

سلام دوستان عزیز.

دو داستان تاریخی خیلی زیبای از سرزمینم ایران دیدم و گفتم اینجا بذارم تا همه استفاده کنن. در ادامه مطلب میتونید بخونید.













ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/07/27ساعت 10:54 توسط مهران |

خوشبختی ما در سه جمله است. تجربه از ديروز استفاده از امروز اميد به فردا... ولی ما با سه جمله ديگر زندگی مان را تباه می کنيم. حسرت ديروز اتلاف امروز ترس از فردا

دكتر علی شریعتی


+ نوشته شده در شنبه 1388/07/25ساعت 21:8 توسط مهران |


+ نوشته شده در جمعه 1388/07/24ساعت 5:37 توسط مهران |

خداوندا

            بهترین درودها نثار آنان که کاستی هایم را می بینند و باز

                                                                             دوستم دارند.


+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/07/23ساعت 14:7 توسط مهران |

پشتش‌ سنگين‌ بود و جاده‌های‌ دنيا را طولانی می‌دانست‌ كه‌ هميشه‌ جز اندكی‌ از بسيار را نخواهد رفت. سنگ‌پشت،‌ ناراضی و نگران بود. پرنده‌ای‌ درآسمان‌ پر زد، سبك؛ و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا كرد و گفت: "اين‌ عدل‌ نيست، اين‌ عدل‌ نيست. كاش‌ پُشتم‌ را اين‌ همه‌ سنگين‌ نمی‌كردی. من‌ هيچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هيچ‌گاه." و در لاك‌ سنگی‌ خود خزيد، به‌ نيت‌ نا اميدی . خدا سنگ‌پشت‌ را از روی‌ زمين‌ بلند كرد. زمين‌ را نشانش‌ داد. كُره‌ای‌ كوچك‌ بود. و گفت: "نگاه‌ كن، ابتدا و  انتها ندارد. هيچ كس‌ نمی‌رسد.  چون‌ رسيدنی در كار نيست. فقط‌ رفتن‌ است، حتی‌ اگر اندكی. و هر بار كه‌ می‌روی، رسيده‌ای. و باور كن آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاكی‌ سنگی نيست،‌ تو پاره‌ای‌ از هستی‌ را بر دوش‌ مي‌كشی؛ پاره‌ای‌ از مرا." خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمين‌ گذاشت. ديگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگين‌ بود و نه‌ راه‌ها چندان‌ دور. سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: "رفتن، حتی‌ اگر اندكی."

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/22ساعت 7:59 توسط مهران |



ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/07/19ساعت 9:56 توسط مهران |


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 1388/06/13ساعت 16:0 توسط مهران |

کلیپ فلش زیبای قطعه گمشده از شل سيلور اشتاين.

خیلی زیباست، توصیه میکنم حتما ببینید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/10ساعت 8:25 توسط مهران |

دوستان همراهم سلام. تیتر رو خودم انتخاب کردم چون مطلب اصلی تیتر نداشت. شاید خیلی چیزها راجع به این مرد بزرگ شنیده یا خونده باشید. اما توصیه میکنم که ادامه مطلب رو حتما بخونید چون جملات و توصیفاتی است از کسانی که در واقع هیچ تعصبی ندارند و شاید حتی از کسانی هستند که در واقع نسبت به پیشینه این ملت بخل و حسد هم دارند. بعد از خوندن مطلب دلم میخواست داد بزنم "ما اینیم"، اما صد افسوس که باید گفت: "چی بودیم و چی شدیم."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/06/04ساعت 14:12 توسط مهران |

             

دوستان عزیزم سلام

اگر یادتون باشه خیلی وقت پیشتر نرم افزار دریافت RSS براتون گذاشتم که فکر کنم کمی هم ضعیف بود. این یکی فوق العاده است. بهترین نرم افزار برای دریافت و خواندن RSS سایت ها و وبلاگ ها بنام

FeedDemon 3.0.0.28 Pre-Release

اینم لینک سایتی که میتونید براحتی ازش دانلود کنید.

http://www.softgozar.com/WebPage/Download.aspx?SoftwareId=221&Title=FeedDemon%203.0.0.28%20Pre-Release


+ نوشته شده در یکشنبه 1388/06/01ساعت 18:40 توسط مهران |


روزگار به کامتان باد، دلهاتان بهاری و لبتان پر از خنده. جملات بسیار زیبایی در ادامه مطلب گذاشتم که امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره. مرا هم از دعاهای خیرتون بی نصیب نگذارید.

سایه ایزد یگانه بر سر یکایکتان



ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/06/01ساعت 11:10 توسط مهران |




ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/21ساعت 13:42 توسط مهران |




ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/21ساعت 11:16 توسط مهران |




ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/21ساعت 10:37 توسط مهران |


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/05/20ساعت 10:24 توسط مهران |

 

آنقدر دوستت دارم

که هرچه بخواهی همان را بخواهم !

اگر بروی شادم! اگر بمانی شادتر. . . !

 

تو را شادتر می خواهم

با من یا بی من!

بی من اما ، شادتر اگر باشی

کمی ـ فقط کمی ـ ناشادم!

 

و این همان عشق است

عشق همین تفاوت است

همین تفاوت که به مویی بسته است

و چه بهتر که به موی تو بسته باشد

 

خواستن تو تنها یک مرز دارد

و آن نخواستن توست

و فقط یک مرز دیگر

و آن آزادی توست

 

تو را آزاد می خواهم!

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/05/18ساعت 15:10 توسط مهران |

درد من حصار برکه نیست، درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است.




+ نوشته شده در شنبه 1388/05/17ساعت 12:22 توسط مهران |

هیچکس آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد

و هیچکس آنقدر ثروتمند، که به لبخندی نیاز نداشته باشد

 


+ نوشته شده در شنبه 1388/05/17ساعت 10:57 توسط مهران |



ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 1388/05/16ساعت 18:18 توسط مهران |



ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/05/15ساعت 22:9 توسط مهران |



ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1388/05/10ساعت 10:40 توسط مهران |

با درود بر تمامی عزیزان همراهم

امروز بخش نظرات خوانندگان رو باز کردم و مطلب زیر از دوستی بنام لیدا در اون قرار داشت که با پاسخش در ادامه مطلب میخونید:

 

قابل توجه دوستان، در پی جوابیه بنده در ادامه مطلب، دوستمان مجدد پاسخی ارائه کردند که در نظرات همین پست آمده و از آنجایی که ایشان اعتراض داشتند که چرا جوابهایشان را در پست نیاوردم، بنده به حسب وظیفه در ادامه مطلب پاسخهای ایشان را اضافه کرده و در آینده نیز خواهم کرد. دوستانی که مایل به پیگیری هستند میتوانند به همین پست مراجعه کنند.

 

 

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1388/05/10ساعت 9:29 توسط مهران |



ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 1388/05/09ساعت 21:21 توسط مهران |


       عشق هیچ نمی دهد الا خودش و هیچ نمی ستاند مگر از خودش

            عشق مالک هیچ نیست و در تملک کسی هم در نمی آید:

                 چرا که عشق را عشق کافی است.

جبران خلیل جبران


+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/05/08ساعت 12:18 توسط مهران |




ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07ساعت 23:24 توسط مهران |


مطب جالبی است بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07ساعت 23:6 توسط مهران |


به یاد اون جمله معروف افتادم که "چه زود دیر میشه." انصافا قبل از اینکه این اتفاق بیفته بخود بیایم که بعضی وقتها دیگه کاریش نمیشه کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/05/04ساعت 19:39 توسط مهران |

 

آهنگ زیبای گریه از احسان خواجه امیری همراه با متن آهنگ.

من که خیلی لذت بردم. شما هم گوش کنید.








ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/05/04ساعت 13:55 توسط مهران |



ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/05/04ساعت 11:37 توسط مهران |